برگزاری کارگاه رد پای یک استاد؛ چگونه فراتر از آموزش اثرگذار باشیم؟ با هدف توانمندسازی روانشناختی اساتید
سومین جلسه از دوره آموزشی ویژه اساتید و اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه با عنوان رد پای یک استاد؛ چگونه فراتر از آموزش اثرگذار باشیم؟ در راستای برنامههای توانمندسازی روانشناختی اعضای هیئت علمی، در روز سهشنبه هفتم مهرماه با تدریس دکتر حسام سیفزرگر، روانشناس، رواندرمانگر و مدرس دانشگاه برگزار شد. این برنامه با حضور و استقبال مناسب اساتید همراه بود و به بررسی ابعاد روانشناختی نقش استاد و تأثیر رابطه استاد و دانشجو بر تجربه تحصیلی و رشد فردی دانشجویان اختصاص داشت.
سومین جلسه از دوره آموزشی ویژه اساتید و اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه با عنوان رد پای یک استاد؛ چگونه فراتر از آموزش اثرگذار باشیم؟ در راستای برنامههای توانمندسازی روانشناختی اعضای هیئت علمی، در روز سهشنبه هفتم مهرماه با تدریس دکتر حسام سیفزرگر، روانشناس، رواندرمانگر و مدرس دانشگاه برگزار شد. این برنامه با حضور و استقبال مناسب اساتید همراه بود و به بررسی ابعاد روانشناختی نقش استاد و تأثیر رابطه استاد و دانشجو بر تجربه تحصیلی و رشد فردی دانشجویان اختصاص داشت.
در این کارگاه، با تأکید بر این موضوع که نقش استاد صرفاً به انتقال دانش و ارائه محتوای آموزشی محدود نمیشود، به تأثیر ماندگار رفتار، شیوه ارتباط و کیفیت حضور استاد در زندگی تحصیلی دانشجویان پرداخته شد. محور اصلی برنامه این پرسش بود که «یک استاد پس از سالها به چه دلیل در ذهن دانشجو باقی میماند؟»؛ پرسشی که زمینه گفتوگو درباره تجربههای ماندگار دانشجویان از اساتید و نقش رفتارهای بهظاهر کوچک اما اثرگذار در محیط دانشگاه را فراهم کرد. عنوان و ساختار اصلی کارگاه نیز بر همین مفهوم «رد پای استاد» و اثرگذاری فراتر از آموزش رسمی استوار بود.
دکتر حسام سیفزرگر در بخشی از این برنامه، نقش استاد را در سه حوزه مکمل آموزش، ارتباط و کمک به فرایند شکلگیری هویت دانشجو مورد توجه قرار داد. بر این اساس، آنچه دانشجو از دانشگاه میآموزد تنها مجموعهای از مفاهیم و مهارتهای تخصصی نیست؛ بلکه نحوه مواجهه استاد با دانشجو، نوع بازخورد دادن، میزان احترام، اعتماد و انتظاراتی که در فضای آموزشی منتقل میشود نیز میتواند بخشی از تجربه شکلدهنده هویت حرفهای و فردی دانشجو باشد.
در ادامه شواهد پژوهشی مرتبط با اهمیت رابطه مثبت استاد و دانشجو مورد بحث قرار گرفت. در این بخش تأکید شد که کیفیت این رابطه با پیامدهایی نظیر مشارکت بیشتر دانشجویان در فرایند یادگیری، تداوم تحصیل و برخی شاخصهای موفقیت دانشگاهی ارتباط دارد؛ از این منظر، «مراقبت» و توجه انسانی در محیط دانشگاه نه یک امر حاشیهای، بلکه بخشی از بستر مؤثر یادگیری و رشد تحصیلی محسوب میشود.
یکی دیگر از محورهای مهم کارگاه، تبیین تفاوت میان رابطه حمایتگر با آسانگیری آموزشی بود. در این بخش مطرح شد که ارتباط مثبت و حرفهای به معنای حذف معیارها، کاهش استانداردهای آموزشی یا نادیده گرفتن مسئولیت دانشجو نیست؛ بلکه رابطه سالم استاد و دانشجو بر مؤلفههایی همچون احترام، انصاف و پیشبینیپذیری، چالش متناسب و در دسترس بودن استاد استوار است. در واقع، استاد اثرگذار کسی است که ضمن حفظ استانداردهای علمی، فضای امن و قابل اعتمادی برای رشد دانشجو ایجاد میکند.
در بخش دیگری از کارگاه، نیازهای روانشناختی دانشجویان در فضای دانشگاه مورد توجه قرار گرفت. مفاهیمی مانند دیدهشدن، احساس تعلق، دریافت بازخورد سازنده، تجربه خودمختاری، احساس شایستگی و ارتباط انسانی از جمله موضوعاتی بودند که در قالب نمونههای عملی و موقعیتهای واقعی کلاس درس بررسی شدند. همچنین بر اهمیت «ریزلحظهها» یا تعاملات کوتاهی تأکید شد که گاه تنها در چند ثانیه رخ میدهند، اما میتوانند تجربه دانشجو از دانشگاه، استاد و حتی توانمندیهای خودش را به شکل معناداری تحت تأثیر قرار دهند.
شیوه ارائه بازخورد نیز از دیگر محورهای این برنامه بود. در کارگاه تأکید شد که بازخورد باید درباره عملکرد و مسیر پیشرفت دانشجو باشد، نه درباره ارزش شخصی او. بر همین اساس، الگویی شامل تعیین هدف و استاندارد، توصیف دقیق وضعیت فعلی و ارائه مسیر مشخص برای گام بعدی معرفی شد؛ رویکردی که میتواند ضمن حفظ کیفیت آموزشی، احتمال تجربه شرم، تحقیر یا ناامیدی در دانشجو را کاهش دهد.
همچنین در چارچوب نظریه خودتعیینگری، نقش استاد در حمایت از سه نیاز اساسی خودمختاری، شایستگی و ارتباط تشریح شد. در این بخش، ارائه انتخابهای محدود و معنادار، توضیح چرایی تکالیف، حفظ ساختار و استانداردهای روشن و در عین حال ایجاد رابطهای گرم و پذیرا، از جمله راهکارهای عملی برای افزایش انگیزش و مشارکت دانشجویان مطرح شد.
موضوع نقش استاد بهعنوان راهنما و حامی، بدون ورود به جایگاه درمانگر نیز از مباحث مورد تأکید این کارگاه بود. در این چارچوب، سه گام «دیدن تغییرات رفتاری دانشجو»، «برقراری ارتباط انسانی و بدون قضاوت» و در صورت نیاز «ارجاع به خدمات تخصصی مشاوره» مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس، از استاد انتظار نمیرود مشکلات روانشناختی دانشجو را درمان کند، اما آگاهی، حساسیت و ارجاع بهموقع میتواند نقش مهمی در پیشگیری از تشدید مشکلات داشته باشد.
در جمعبندی این برنامه، شش مؤلفه بهعنوان بخشی از «رد پای یک استاد اثرگذار» مورد توجه قرار گرفت: دیدن دانشجو، احترام، ایجاد احساس تعلق، ایجاد چالش سازنده، باور داشتن به ظرفیت رشد دانشجو و ارائه بازخوردی که مسیر پیشرفت را روشن کند. این کارگاه با مشارکت و استقبال مناسب اعضای هیئت علمی و طرح دیدگاهها و تجربههای اساتید همراه بود و فضایی برای بازاندیشی درباره نقش دانشگاه و استاد در فراتر از انتقال دانش ایجاد کرد. در پایان نیز از شرکتکنندگان خواسته شد به این پرسش بیندیشند که اگر پنج سال دیگر یکی از دانشجویان امروز آنان را ببیند، دوست دارند بابت چه چیزی از استاد خود تشکر کند؟؛ پرسشی که پیام پایانی کارگاه را بازتاب میداد: اثر استاد ممکن است بسیار فراتر از کلاس درس ادامه پیدا کند و گاه یک جمله، یک فرصت، یک بازخورد یا یک برخورد انسانی، نقطه عطفی ماندگار در مسیر زندگی یک دانشجو باشد.
نظر