کارگاه آموزشی صبوری پیش از ازدواج برگزار شد
بیست و یکمین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی «آموزشهای صبوری پیش از ازدواج» برگزار شد. در این جلسه، کارشناسان مرکز به بررسی یکی از پیچیدهترین انواع ازدواجهای محکوم به شکست پرداختند: رابطهای که در آن یکی از زوجین، همسر خود را نه به عنوان «شریک زندگی»، بلکه در جایگاه «الگو» یا «آموزگار» میبیند.
بیست و یکمین جلسه از سلسله نشستهای تخصصی «آموزشهای صبوری پیش از ازدواج» برگزار شد. در این جلسه، کارشناسان مرکز به بررسی یکی از پیچیدهترین انواع ازدواجهای محکوم به شکست پرداختند: رابطهای که در آن یکی از زوجین، همسر خود را نه به عنوان «شریک زندگی»، بلکه در جایگاه «الگو» یا «آموزگار» میبیند.
کارگاه آموزشی صبوری پیش از ازدواج، با تمرکز بر شناخت الگوهای ناکارآمد در انتخاب همسر و آسیبشناسی روابط عاطفی ویژه دانشجویان خوابگاه امام علی (ع) در تاریخ 22 تیر ماه برگزار شد. این کارگاه آموزشی به بررسی شناخت الگوهای ناکارآمد در انتخاب همسر و آسیبشناسی روابط عاطفی اختصاص داشت.
در این کارگاه، بهنام عسگری مدرس و روانشناس مدیریت مشاوره به بررسی یکی از پیچیدهترین انواع ازدواجهای محکوم به شکست پرداخت: رابطهای که در آن یکی از زوجین، همسر خود را نه به عنوان «شریک زندگی»، بلکه در جایگاه «الگو» یا «آموزگار» میبیند.
در این کارگاه تبیین شد که ازدواج، پیمانی میان دو فرد برابر است. زمانی که یکی از طرفین، همسر خود را به عنوان مرجعِ مطلق، معلم یا الگوی بینقصِ رفتاری و فکری میبیند، تعادل ساختاری رابطه از بین میرود. این مدل که به «رابطه مرید و مرادی» شباهت دارد، بهجای صمیمیت و اشتراک، منجر به شکلگیری سلسلهمراتب قدرت میشود که در نهایت رشد فردی و استقلال روانی زوجین را سرکوب میکند.
مدرس کارگاه محورهای اصلی مورد بحث را به شرح زیر عنوان کرد:
اشکال بروز رابطه: شناسایی رفتارهایی که نشاندهنده «بتسازی» از همسر یا «تکیه بیشازحد» به او برای تعیین مسیر زندگی است.
دلایل روانشناختی شکلگیری: بررسی ریشههای این الگو در دوران کودکی، کمبودهای عاطفی، ترس از پذیرش مسئولیت تصمیمگیریهای شخصی و تکیه بر «تأییدیه» همسر برای احساس ارزشمندی.
پیامدهای مخرب: تحلیل اینکه چگونه این نگاه باعث ایجاد خشم پنهان در مراد (آموزگار) و احساس حقارت یا اضطراب در مرید (شاگرد) میشود و در نهایت منجر به فرسودگی عاطفی میگردد.
ایشان در بخش پایانی این کارگاه، راهکارهایی را برای اصلاح این الگو ارائه داد:
۱. بازتعریف نقشها: تلاش برای تبدیل رابطه از حالت «استاد-شاگردی» به یک «مشارکت برابر و افقی».
۲. تقویت تمایزیافتگی: تمرکز هر یک از زوجین بر توسعه علایق شخصی، اهداف مستقل و منابع درونی قدرت، به جای وابسته کردن هویت خود به همسر.
۳. آموزش قاطعیت: یادگیری روشهای بیان نظرات مخالف در خانه، بدون ترس از فروپاشیِ اقتدارِ ساختگی همسر.
۴. دریافت کمک تخصصی: در صورتی که این الگو عمیق شده باشد، بهرهگیری از زوجدرمانی جهت شناسایی ریشههای رفتاری و بازسازی ساختار قدرت در خانواده ضروری است.
این جلسات که با رویکرد ارتقای سواد رابطه و سلامت روان در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی دنبال میشود، با هدف افزایش ازدواج موفق و بهبود کیفیت زندگی مشترک برای دانشجویان برگزار میگردد. دانشجویان خوابگاهی در پایان جلسه، ضمن طرح پرسشهای خود، به بررسی کیسهای مطالعاتی در این زمینه پرداختند.
نظر